اطلس رخ

لغت نامه دهخدا

اطلس رخ. [ اَ ل َ رُ ] ( ص مرکب ) آن که رویی لطیف چون اطلس دارد:
وجود ما که چو تار قصب ضعیف شده
فکنده دور ز اطلس رخان والا بر.نظام قاری ( دیوان البسه ص 48 ).به آسمان قددیبا اگر کشد والا
اگر نه در بر اطلس رخیست والا نیست.نظام قاری ( دیوان البسه ص 48 ).

فرهنگ فارسی

آنکه روی لطیف چون اطلس دارد

جمله سازی با اطلس رخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۱۹۸۹ اقیانوس اطلس شمالی: کشتی جنگی آلمانی بیسمارک در اعماق آب‌ها کشف شد (این کشتی توسط رابرات بلارد)

💡 چون گویمش به روی که از نسبت است دور خط عذار او چو گلیمی بر اطلسی ست

💡 کتاب اطلس مواد بخش سختی سنجی کریستال‌ها و پلی‌کریستال‌های سرامیکی، صفحات 1051-1045، سال 2001، چاپ دوم

💡 اگر بر چرخ اطلس برکشم دیبای مدحت را بسی کوته بود بر سرو بالای بلند تو

💡 اطلس افلاک هم زین پیش در یادم نبود این زمان طعن لباس از آب و گل باید شنید

💡 گو بیا شاعر شه بین که همی از در شاه در بدامن کشد و زر بمن اطلس بجوال

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز