جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موقعى يكه حضرت رسول (ص ) مكه را فتح كرد خبر به هوازن رسيد كه پيغمبر(ص )خيال جنگ با شما را دارد روساء هوازن پيش مالك بن عوف آمده او را رئيس خود قرار دادنداموال زنان و بچه هاى خويش را همراه آوردند تادل از همه چيز بشويند و با تمام نيرو جنگ كنند اين لشكر حركت كرد تا به اوطاس(65) رسيد خبر به پيغمبر دادند كه هوازن در اوطاس جمع شده اند آن حضرت مردم راترغيب به جهاد نموده. وعده نصرت و غنيمت داد.
💡 غنيمت بزرگتر، غنيمت معنوى بود و آن اينكه نمايندگان قبيله هوازن خدمت پيامبر صلى اللّهعليه وآله آمدند و اسلام را پذيرفتند، حتى فرمانده آنها (مالك بن عوف ) رئيس وبزرگ آنها اسلام را پذيرفت، پيامبر صلى اللّه عليه وآله به او محبت كرد، اسيران واموال او را به او برگردانيد.
💡 ابوبردة بن عوف كه در جنگ جمل به يارى على عليه السلام نرفت، از ميان جمعيتبرخاست و پرسيد، اى اميرالمومنين ! كسانى را كه در جنگجمل گرداگرد شتر عايشه بودند چرا كشتند؟
💡 طلحه بن عبدالله بن عوف الزهری، از تابعین بوده و قاضی مدینه در زمان یزید بن معاویه است و از راویان حدیث نبوی است.
💡 شعبان سال ششم: رسول خدا صلى الله عليه و آله (عبدالرحمان بن عوف ) را باسريه اى به (دومة الجندل ) بر سر (بنى كلب ) فرستاد و به او فرمود: (اىپسر (عوف ): لوا را بگير و همه در راه خدا رهسپار جهاد شويد، با هر كس به خداكافر شده بجنگيد، خيانت نكنيد، مكر نورزيد، كسى را مثله نكنيد، كودكى را نكشيد، عهد خداو رفتار پيامبرش در ميان شما همين است ) (221)
💡 و نيز مى بينيم بعد از اين كه عبدالرحمن بن عوف با عثمان بيعت مى كند، حضرت فقط يككلمه مى گويد؛ و اشاره اى به حق خود در مورد خلافت مى نمايد، و مى گويد: اين اولينبارى نيست كه حق مرا از بين مى بريد، پس صبر نكو مى نمايم، و از خداوند يارى مىجويم..... عبدالرحمن به او مى گويد: خود را به كشتن مده، و على عليه السلام برمىخيزد و از شورا خارج مى گردد.... (311)