لغت نامه دهخدا
طبرسران. [ طَ ب َ س َ ] ( اِخ ) نام جائی نزدیک دربند. رجوع به تاریخ ادبیات ایران تألیف ادوارد براون ترجمه رشیدیاسمی شود.
طبرسران. [ طَ ب َ س َ ] ( اِخ ) نام جائی نزدیک دربند. رجوع به تاریخ ادبیات ایران تألیف ادوارد براون ترجمه رشیدیاسمی شود.
نام جائی نزدیک دربند
طَبَرْسَران یا طَبَسَران که در اصل طابَسَران بود یکی از ناحیه های تاریخی جنوب داغستان است.
طبرسران در شرق قفقاز و در جنوبی ترین ناحیهٔ داغستان قرار دارد. این ناحیه در حوضهٔ رود روباس [ az] — که از جنوب شهر دربند، به دریای خزر می ریزد — واقع شده است. مردمان طبرسران ترکیبی از کوهستان نشینانِ قفقاز و ایرانی تبارهای تات زبان هستند و به زبان طبرسرانی که یکی از زبان های قفقازی شمال شرقی است، صحبت می کنند. طبرسرانی ها در شهرستان های تاباسارانسکی، دربند و خیوسکی سکونت دارند.
طبرسرانی ها از نخستین اقوام داغستان هستند که مسلمان شدند. «طبرسران شاه» — عنوان عمومی حاکمان باستانی طبرسران — پس از لشکرکشی [ en] مروان بن محمد ( حاکم آذربایجان و ارمنیه: ۱۲۶–۱۱۴؛ بعدها خلافت با نام مروان دوم: ۱۳۲–۱۲۷ ) پرداختن خراج و اطاعت از دستگاه خلافت را پذیرفت. حاکمان طبرسران در سده های نخستین هجری، خودشان را از نجیب زادگان عرب دانسته و لقب «معصوم» داشتند. از سدهٔ چهارم هجری به بعد، طبرسران به ترتیب تحت حاکمیت امارت دربند [ az] و سپس دولت شروان شاهان [ az] قرار گرفت. طبرسران یکی از مناطق مهم قلمروی شروان شاهان محسوب می شد. شیخ حیدر صفوی رهبر طریقت صفویه و پدر شاه اسماعیل یکم — بنیان گذار ایران صفوی — در این ناحیه به سال ۸۹۳ ق. کشته شد. پیش از شیخ حیدر، پدرش شیخ جنید نیز در همان جا به سال ۸۶۴ ق. کشته شده بود.
در عصر جدید اولیه، امارت طبرسران [ en] پایه گذاری شد که تا جنگ های ایران و روسیه در دوره قاجار پابرجا بود.
↑ Ghereghlou, “New Light on the Early Ṣafavids”, JAOS, 823. ↑ Bosworth, “Ṭabarsarān”, EI2. ↑ شاهرخی، «شش کتیبهٔ فارسی»، فروزش، ۸۴. ↑ Bosworth, “Ṭabarsarān”, EI2. ↑ Zelkina, In Quest for God and Freedom, 27. ↑ Bosworth, “Ṭabarsarān”, EI2. ↑ شمس، «شروانشاهان»، تاریخ جامع ایران، ۵۴۷. ↑ رئیس نیا، «داغستان»، دانشنامه جهان اسلام، ۱۷. ↑ Ghereghlou, “New Light on the Early Ṣafavids”, JAOS, 823.
• رئیس نیا، رحیم ( ۱۳۹۱ ). «داغستان». در حداد عادل، غلامعلی. دانشنامه جهان اسلام. ج. ۱۷. تهران: بنیاد دایرةالمعارف اسلامی. صص. ۱۵–۲۰. شابک ۹۷۸ - ۶۰۰ - ۴۴۷۰۱۸ - ۶.
• شاهرخی، آناهیتا ( تابستان ۱۳۸۸ ). «شش کتیبهٔ فارسی در دربند داغستان». فروزش ( ۳ ): ۸۳–۸۸.
• شمس، اسماعیل ( ۱۳۹۳ ). «شروانشاهان». در موسوی بجنوردی، کاظم؛ سجادی، صادق. تاریخ جامع ایران. ج. ۱۲. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. صص. ۵۴۷–۶۰۲. شابک ۹۷۸ - ۶۰۰ - ۶۳۲۶ - ۴۶ - ۷.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عباس قلیخان باکیخانوف (قرن نوزدهم) نیز زبان «مملکت باکو» به علاوه چند نقطه دیگر را نیز تاتی ذکر کرده است. درصفحه ۱۸ کتاب مذکور آمده است: هشت قریه در طبرسران که جلقان و روکال و مقاطیر و کماخ و زیدیان و حمیدی و مطاعی و بیلحدی باشد، در حوالی شهری که انوشیروان در محل متصل به دربند تعمیر کرده بود و آثار آن هنوز معلوم است، زبان تات دارند. ایضاً در صفحه ۱۹ کتاب یاد شده آمده است: محالات واقع در میان بلوکینشماخی و قدیال که حالا شهر قبه است، مثل حوض و لاهج و قشونلو در شیروان و برمک و شش پاره و پایین بدوق در قبه و تمام مملکت باکو سوای شش قریهٔ تراکمه، همین زبان تات را دارند… قسم قربی مملکت قبه سوای قریهٔ خنالق که ربانی علیحده دارد و ناحیهٔ سموریه و کوره دو محال طبرسران که دره و احمدلو میباشند به اصطلاحات منطقه، زبان مخصوص دارند و اهالی ترکزبان را مغول مینامند.
💡 ملگونف میگوید: نام تبرستان به قفقاز یا بخشهایی از آن نیز، اطلاق میشده است. جغرافیدانان و مورخان بسیاری با اسامی متفاوت مانند «طبسران، طبرسران، طبرستان» از آن نام بردهاند. اینان میگویند دیوار «دربند» که توسط اسکندر کبیر یا خسرو انوشیروان به منظور حفاظت در برابر «خزرها»، «آلانها»و «سریرها»و دیگر اقوام قفقازی ساخته شده، از یک سو به دریا منتهی میشد ولی از سوی دیگر تا دژ تبرستان در ۴۲ میلی بابالابواب (دربند) ادامه داشت.