شش پاره

مترادف‌ها

شش تکه، شش بخش، شش قسمت

لغت نامه دهخدا

شش پاره. [ ش ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) پاره شش، پاره و قطعه ای از جگر سفید: گفت ابله زنی بوده ای، شش پاره که به یک جو نمی ارزد میبرد ( گربه ) تبری که به ده دینار خریده ام رها خواهد کرد. ( منتخب لطایف عبید زاکانی چ برلن ص 149 ).

فرهنگ فارسی

پاره شش پاره و قطعه از جگر سفید

جمله سازی با شش پاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دو رویه ز هر روی شش پاره ده مرآن هر دهی را همه مرد مه

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران