لغت نامه دهخدا
روکرت. [ ک ِ ] ( اِخ ) فریدریش. از دانشمندان و خاورشناسان نامی آلمان که در باره شعرهای غنایی مطالعات و تحقیقات فراوانی کرده است. ( از تاریخ ادبی ایران تألیف براون ج 3 ص 592 ).
روکرت. [ ک ِ ] ( اِخ ) فریدریش. از دانشمندان و خاورشناسان نامی آلمان که در باره شعرهای غنایی مطالعات و تحقیقات فراوانی کرده است. ( از تاریخ ادبی ایران تألیف براون ج 3 ص 592 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ترجمه آثار بزرگان ادبیات و چکامههای فارسی نو (از رودکی تا جامی) اسم خاص «رباب» برگردان شدهاست. فریدریش روکرت (Friedrich Rückert) مترجم شاهنامه فردوسی رباب را بکار نبرد است، بلکه از «آهنگ تار» (Saitenklang) بهره گرفته، هامر پورگشتال مترجم معاصر دیوان حافظ نیز بهجای رباب (Laute) از آهنگ تار استفاده کردهاست.
💡 در مایرنیگ او سمفونیهای پنجم، ششم، هفتم و هشتم خود را نوشت و در ۱۹۰۴ در سوگ مرگ ماریا «آوازهایی در مرگ کودکان» Kindertotenlieder، یک گروه پنج تایی از سرودههای روکرت Rückert در این باره را، به آهنگ آورد.
💡 این ترجمه برخی از ظرافتهای حافظ را حفظ میکند؛ گرچه ارتباطِ گوته با حافظ با روکرت بسیار متفاوت است، اما دومی در مطالعاتِ علمی از حافظ برتری دارد.