افعوان

لغت نامه دهخدا

افعوان. [ اُ ع ُ ] ( ع اِ ) اژدهای نر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). افعی نر. ( بحر الجواهر ). صاحب مؤید الفضلاء گوید: در قنیه بمعنی اژدهای نر، و در تاج، مار نرینه باریک پهن سر آمده است. ( مؤید الفضلاء ).نوعی از مار خبیث. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مذکر افعی است. رجوع به البیان والتبیین ج 2 ص 71 شود.
افعوان. [ اَ ع َ ] ( اِ ) در فارسی جمع افعی بمعنی ماران بکار رفته شاید که در بیت زیر به این معنی باشد:
اگر دیده او شکوفه است زود
شود کفته چون دیده افعوان.مسعودسعد.

جمله سازی با افعوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر دیده او شکوفه است زود شود گفته چون دیده افعوان

💡 وز نیزه های رمح دگر عالمی کنند در دامن ستاره پر افعی و افعوان

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز