اشبار

لغت نامه دهخدا

اشبار. [ اِ ] ( ع مص ) مال را به کسی دادن. عطا کردن. ( منتهی الارب ). عطا دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بخشش کردن.
اشبار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ شِبْر. ( دهار ) ( منتهی الارب ). و آن یک بدست است، وآن مابین سر ابهام و سر خنصر است. وجبها. بدستها.

فرهنگ فارسی

جمع شبر. و آن یک بدست است و آن ما بین سر ابهام و سر خنصر است و جبما بدستها.

جمله سازی با اشبار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ((هذه الدنيا الطويلة العريضة قد طويت منها فى سبعة اشبار ولوكنت بذلك موقنا لمتحمل على نفسك فى الطلب:))

ادریان یعنی چه؟
ادریان یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز