اسروشنی

لغت نامه دهخدا

اسروشنی.[ اُ ش َ ] ( ص نسبی ) منسوب به اسروشنه و گروهی از علماء در هر فن از آنجا برخاسته اند. ( انساب سمعانی ).

فرهنگ عمید

از مردم اسروشنه.

جمله سازی با اسروشنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کار بابک بالا گرفت و محمد بن البعیث با او همراه بود و عصمة الکردی صاحب مرند از او پیروی داشت و معتصم، طاهر بن ابراهیم برادر اسحاق بن ابراهیم (برادر زاده طاهر ذوالیمینین) را که عامل آن سرزمین بود فرستاد و او را فرمان داد که با بابک بجگند و چون وی به آن سرزمین رسید، ابن البعیث به معتصم نوشته خبر داد که فرمانبردار اوست و چارهٔ کار بابک و پیروان وی را می‌اندیشد سپس با عصمة الکردی خداوندگار مرند مکر کرد و دخترش را گرفت و به مرند رفت، سپس او را به سرای خود خواند و او را با کسانی که با وی بودند باده داد و مستشان کرد و شبانه ایشان را به دژی از آن خود برد که به آن «شاهی» می‌گفتند و سپس ایشان را نزد معتصم فرستاد و معتصم او را بخشید و خلعت داد و این به آن جهت بود که وی طاهر بن ابراهیم را از آنچه رفته بود آگاه کرد و خواست که سلاح و دستور برایش بفرستد تا آنها را روانه کند و طاهر این کار را کرد و آنها را نزد معتصم فرستاد و خبرشان را به او نوشت و معتصم با اسحاق تندی کرده گفت: از برادرت کار ساخته نیست و جز از ابن البعیث کار بر نمی‌آید و افشین حیدر بن کاووس اسروشنی را فرستاد و حکمرانی همه آن سرزمین را به او داد و با وی اموال و خزاین سلاح فرستاد[یادداشت ۴]

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز