لغت نامه دهخدا
ابوبغله. [ اَ بو ب َ ل َ ] ( اِخ ) نام رئیس غیور و وطن دوست از عرب الجزائر ( جزائر بنی مرغانه ) که این مملکت را بر فرانسویان غاصب از 1268 تا 1271 هَ. ق. بشورانید. و در 1271 کشته شد. و نام او بتخفیف، بوبغله مشهور است.
ابوبغله. [ اَ بو ب َ ل َ ] ( اِخ ) نام رئیس غیور و وطن دوست از عرب الجزائر ( جزائر بنی مرغانه ) که این مملکت را بر فرانسویان غاصب از 1268 تا 1271 هَ. ق. بشورانید. و در 1271 کشته شد. و نام او بتخفیف، بوبغله مشهور است.
نام رئیسی غیور و وطن دوست از عرب الجزایر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فاطمه نسومر برای دفاع از منطقه جرجره در مقابل اشغالگری فرانسه به رهبر مقاوم الجزایر الشریف بوبغله (محمد بن عبدالله) پیوست و در نبردهای متعددی شرکت کرد. در یکی از این نبردها ابو بغله مجروح شد و فاطمه او را از مرگ نجات داد.