سیل ران

لغت نامه دهخدا

سیل ران. [ س َ / س ِ ] ( نف مرکب ) ابری که مانند سیل آب میریزد. ( ناظم الاطباء ). آنچه مانند سیل آب ریزد. بسیارآب:
سگ دیوانه پاسبانم شد
خوابم از چشم سیل ران برخاست.خاقانی.طوفان شود آشکار کز خون
شمشیر تو سیل ران ببینم.خاقانی.در ماتم تو گشت مرا چشم سیل ران
مانند دیده گهر و چشمه ٔسنان.درویش واله هروی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

ابری که مانند سیل آب میریزد

جمله سازی با سیل ران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی هیچ تهمتی به شبستان مصحفش چون کلک سر بریده بشمیر سیل ران

💡 طوفان شود آشکار کز خون شمشیر تو سیل ران ببینم

💡 بیا بگریه تلخم بزن شکر خندی که اشک برمژه سیل ران شود شیرین

💡 سگ دیوانه پاسبانم شد خوابم از چشم سیل ران برخاست

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز