لغت نامه دهخدا
شکرخندی. [ ش َ ک َ / ش َک ْ ک َ خ َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی شکرخند. شیرین لبخندی. شیرین تبسمی:
بجز از خوبی و شکرخندی
داشت پیرایه هنرمندی.نظامی.شکر ناب در شکرخندی
عقد عناب در گهربندی.نظامی.و رجوع به شکرخند وشکر خندیدن شود.
شکرخندی. [ ش َ ک َ / ش َک ْ ک َ خ َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی شکرخند. شیرین لبخندی. شیرین تبسمی:
بجز از خوبی و شکرخندی
داشت پیرایه هنرمندی.نظامی.شکر ناب در شکرخندی
عقد عناب در گهربندی.نظامی.و رجوع به شکرخند وشکر خندیدن شود.
حالت و چگونگی شکرخند شیرین لبخندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر در درج قفل زدم یک چندی عاقبت داد گشادش بت شکر خندی
💡 گفت ابن یمین از چه گریان شده ئی گفتم از عشق پریروئی شنگیست شکر خندی
💡 از عشوه شکر خندی بر خاک شهیدان کن وآنگاه دم از معجر چون عیسی مریم زن
💡 منکه همچون غنچه دارم با لبت دلبستگی کی گشاید کارم از لعل شکر خندی دگر
💡 بحالتی ز لبت دیده ام شکر خندی که تا قیامتم آن شیوه در نظر باشد
💡 کجا خواهد لب گستاخ را راه سخن دادن؟ شکر خندی که دلها را گریبان چاک نگذارد