لغت نامه دهخدا
سپهرسای. [ س ِ پ ِ ] ( نف مرکب ) ساینده سپهر. بلند مرتبه. عظیم الشأن:
شاه سپهر قدر و خداوند تیغ و تاج
تیغش سپهر پیما تاجش سپهرسای.سوزنی.
سپهرسای. [ س ِ پ ِ ] ( نف مرکب ) ساینده سپهر. بلند مرتبه. عظیم الشأن:
شاه سپهر قدر و خداوند تیغ و تاج
تیغش سپهر پیما تاجش سپهرسای.سوزنی.
ساینده سپهر بلند مرتبه عظیم الشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا بزمگاه شاه جهان گشتهای شدست از روی فخر کنگرههایت سپهر سای
💡 شاه سپهر قدر و خداوند تیغ و تاج تیغش سپهر سیما تاجش سپهر سای
💡 امروز ملک شهی روان است در چتر سپهر سای دانش