روز روز

لغت نامه دهخدا

روزروز. ( ق مرکب ) روزبروز. ( ناظم الاطباء ). همه روز. یوماً فیوماً. ( ناظم الاطباء ). هرروز:
گلی کان همی تازه شد روزروز
کنون هرزمان می فروپژمرد.ناصرخسرو.هرکه بچه مار بد را پروراند روزروز
زود بر جان عزیز خویش اژدرها کند.ناصرخسرو.رفتنت سوی شهر اجل هست روزروز
چون رفتن غریب سوی خانه گام گام.ناصرخسرو.قرعه بر هر کو فتادی روزروز
سوی آن شیران دویدی همچو یوز.مولوی.

فرهنگ فارسی

روز بروز. همه روز

جمله سازی با روز روز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 42 - روزى كه همگان صيحه رستاخيز را به حق مى شنوند، آن روز روز خروج است.

💡 شام احباب تو فرخنده و روشن چون روز روز اعدای تو چون شام سیه مضمحل است

💡 روز روز مجلس است ای عشق دست ما بگیر می کشان تا بزم خاص و تخت سلطان همچنین

💡 و مـا در تـفـسير آيه شريفه (ثم لم تكن فتنتهم الا انقالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين )گفتيم كه سوگند دروغ خوردنشان در روز قيامت با اين كه آن روز روز كشف حقايق است،

💡 آرى آن روز روز فـصـل و جـدائى اسـت، روزى اسـت كه انسان از همه چيز جز عملش جدا مىشود، و مولى به هر معنى كه باشد دوست، سرپرست، ولى نعمت، خويشاوند، همسايه،ياور، و مانند آن، توانائى حل كوچكترين مشكلى را از مشكلات قيامت براى كسى ندارد.

💡 بر من ای زلف تو و روی تو همچون شب و روز روز روشن چو شب تار مکن گو نکنم

ربع الخالی یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز