روح گم

لغت نامه دهخدا

روح گم. [گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان باهوکلات بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار واقع در 30هزارگزی خاور دشتیاری و نزدیک مرز پاکستان. در جلگه واقع است و هوای گرم دارد. سکنه آن 80 تن است که مذهب تسنن دارند و به بلوچی سخن میگویند آب آن از چاه تأمین میشود و محصولش لبنیات، ذرت و حبوب، و شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان باهو کلات بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار.

جمله سازی با روح گم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا‌ گم‌ شدم ز خود همه عضوم شدست روح گم شو ز خویش ای که کنی جستجو مرا

💡 تو جمله جوهر جانی و در خزاین روح گمان مبر که دگر چون تو جوهری باشد

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز