لغت نامه دهخدا
عضوم. [ ع َ ] ( ع ص ) شتر ماده درشت اندام. ( منتهی الارب ). ناقه صلب و سخت. ( از اقرب الموارد ).
عضوم. [ ع َ ] ( ع ص ) شتر ماده درشت اندام. ( منتهی الارب ). ناقه صلب و سخت. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنین کز عضو عضوم موج غفلت میدمد بیدل چو فرش مخملم آخر طلسم خواب میسازد
💡 رشک گو خونم بریز و شوق گو نامم مبر عضو عضوم می تپد از دل چه پنهان زیر پوست
💡 ز بس چون شمع بیدل با شکست رنگ درجوشم ز هر عضوم توانکرد انتخاب چهرهٔ زردی
💡 عضو عضوم حسرت دیدار میآرد به بار نخل بادمم سراپا چشم حیران زیر پوست
💡 تا ز هر عضوم سجود آستانت گل کند پیکری چون آب میخواهم سراپا ریخته
💡 ده حواسم گشت تیره هفت عضوم شد زبون بر دو یک افتاد جان از هجر آن ماه تمام