خدات

لغت نامه دهخدا

خدات. [ خ ُ ] ( اِ ) آقا. برتر. بزرگتر. مهتر. رئیس. چون وردان خدات ( = وردان نام ناحیه ای است ). خنک خدات. سامان خدات. بخاراخدات: دهقان بزرگی بود آن دهقان را بخاراخدات گفتندی از بهر آنکه دهقان زاده قدیم بود و صنایع بیشتر او را بود. ( تاریخ بخارای نرشخی ص 7 ).

فرهنگ فارسی

آقا برتر

جمله سازی با خدات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر گدایی و مسکین برو خدات دهد وگر که دزدی طرار، بگذر و بگذار

💡 ز دیده خواه نهان باش و خواه عیان خدات در همه حال از بلا نگه دارد

💡 نه صبر ماند مرا بی تو نه شکیبایی خدات خصم اگر بر دلم نبخشایی

💡 بر چهره نهاد دست و خندان می گفت بیچاره دلا خدات فریاد رساد

💡 خجسته بادت عید، ای خجسته عید جهان خدات داد بدین رنج روزه مزد و ثواب

💡 حواله بود به وقت گلم که رخ بنمایی اگر چه گل نکشی پرده با خدات حواله