جسو

لغت نامه دهخدا

جسو. [ ج َس ْوْ ] ( ع مص ) سخت گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).

دانشنامه عمومی

جسو ( تلفظ ایتالیایی: ؛ به معنی: «گچ»، از ریشۀ ( به لاتین: gypsum )، برگرفته از ریشۀ ( به یونانی: γύψος ) است. ) نوعی ترکیب نقاشی سفیدرنگ است که از یک پیوندهٔ مخلوط با گچ، سنگ گچ، رنگدانه یا هر ترکیب دیگری از این مواد تشکیل شده است. از جسو در آثار هنری و مجسمه سازی برای آماده کردن انواع بستر کار، مثل پنل های چوبی و کرباس، به کار می رود. این ترکیب در زمینه قرار گرفته و نقاشی یا دیگر مواد روی آن اعمال می شوند.

دانشنامه آزاد فارسی

جِسّو (gesso)
در نقاشی و طلاکاری۱، خاک سفید جذب کننده ای که از اختلاط گچ و چسب (مخلوط چسبنده) ساخته می شود. جسّو، به خصوص در نقاشی تمپرا۲، زمینۀ زیرینِ تخته و بوم است.
gildingtempera

جمله سازی با جسو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کلیساهای باروک هر دو هدف را برآورده کردند. به این ترتیب که فضاهای داخلی یکپارچه‌ای فراهم کردند تا هم برای اجتماعات بزرگ مناسب باشد و هم جایگاهی باعظمت برای مراسم مذهبی گروهی یا عبادت فردی را فراهم کند و کلیسایی مستطیل شکل با راهرویی واحد و و محوطه مرکزی گسترده بهترین راه حل ممکن به‌شمار می‌آمد. نمونه خوب و مناسبی از این نوع کلیسای ایل جسو است.

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز