بودلف

لغت نامه دهخدا

بودلف. [دُ ل َ ] ( اِخ ) حکمران اران ممدوح اسدی:
اسدی را که بودلف بنواخت
طالع و طالعی بهم درساخت.نظامی.رجوع به ابودلف کرکری شود.

فرهنگ فارسی

حکمران اران ممدوح اسدی

جمله سازی با بودلف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وزیر آن بودلف فرمودست، شهری فراخ، پرنعمت است، و بسیار میوه، و از آنجا میوه به دیگر مواضع برند ص. ۵۲۳

💡 از این نامه از نامداران شهر علی دیلم و بودلف راست بهر

💡 بلای مختلفان شهر یار بودلف آن کز او عدو را شادی بکاست غم بفزود

💡 ملک بودلف شهریار زمین جهاندار ارّانی پاک دین

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز