خلاص یافتن

لغت نامه دهخدا

خلاص یافتن. [ خ ِ / خ َ ت َ ] ( مص مرکب ) نجات یافتن. رها شدن:
یعنی ای مطرب شده با عام و خاص
مرده شو چون من که تا یابی خلاص.مولوی.بندی مهر تو نیابد خلاص
غرقه ٔعشق تو نبیند کنار.سعدی ( طیبات ).دانند عاقلان بحقیقت که مرغ روح
وقتی خلاص یافت کزین آشیان برفت.سعدی.مگر آنکه هر دو چشمش همه روز بسته باشد
بورع خلاص یابد ز فریب چشم بندان.سعدی ( طیبات ).بسته زنجیر زلف زود نیابد خلاص
دیر برآید بجهد هرکه فروشد بقیر.سعدی ( بدایع ).

فرهنگ فارسی

نجات یافتن رها شدن

جمله سازی با خلاص یافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 المنجأ: خلاص یافتن دل از محل آفت.

💡 محمّدبن الفضل گوید راحت اندر خلاص یافتن است از آروزهای نفس.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز