بافد

لغت نامه دهخدا

بافد. ( اِخ ) بلده ای از بلاد کرمان بین راه شیراز و فارس.( از الانساب سمعانی ). شهرکی است به کرمان بین راه شیراز بکرمان و از نقاط گرمسیر است. و گروهی از محدثان از آن شهر برخاسته اند که ابوعبداﷲ اسماعیل بن عبدالغافر فارسی از آنان روایت کرده است. ( از معجم البلدان ). معرب بافت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بافت شود.

فرهنگ فارسی

بلده ای از بلاد کرمان

جمله سازی با بافد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ببین که باغ کنون حله بافد از سندس ببین که شاخ کنون کله بندد از عبقر

💡 ز لفظ آهنین پیکر،که داوود خرد بافد کمیت خامه ام را بر کتف برگستوان بینی

💡 ز بهر گوهر تاجش همی بارد هوا لؤلؤ ز بهر جامه تختش همی بافد زمین حله

💡 به‌ دست قدرت بر کارگاه ظلمت و نور یکی ‌گلیم همی بافد و یکی دیباه

💡 به تقدیر از طبیعت، چار شقه چادری بافد کزو در صفه صورت، شود شه زاده عریان

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز