گمراه گشته

لغت نامه دهخدا

گمراه گشته. [ گ ُ گ َ ت َ / ت ِ] ( ن مف مرکب ) به بیراهه افتاده. گمراه:
چو گمراه گشته دلی بود عالم
که از صبح ره یافت ایمان بدو در.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

به بیراهه افتاده. گمراه

جمله سازی با گمراه گشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و لذا گفته اند: مشاهده، اثرى دارد كه علم آن اثر را ندارد، مثلا خداى سبحان در ميقات بهموسى خبر داد كه قومش گمراه شده و گوساله پرست گشته اند، و موسى (عليه السلام) با علم به اينكه خداى تعال ى راست مى گويد، غضب نكرد، وقتى غضب كرد كه به ميانقوم آمد و گوساله پرستى آنان را با چشم خود بديد، آن وقت بود كه الواح را به زمينانداخت و سر برادرش را گرفت و كشيد.

💡 گمراه گشته‌ای ز پس رهبران کور گم نیست راه راست ولیکن تو خود گمی

💡 هر که او را دید راه خانۀ خود گم کند بارها این قصه ثابت گشته این گمراه را

💡 اوضاع عصر جاهليت  <>على عليه السلام درباره اوضاع فاسد دوره جاهليت فرموده است: خداوندرسول گرامى را به پيامبرى مبعوث فرمود، هنگامى كه مردم گمراه و سرگردان بودنددر بيراهه هاى فتنه و فساد سير مى كردند. هواى نفس ‍ اسيرشان ساخته و تكبر وخودپرستى به اشتباهشان سوق داده بود. و بر اثرجهل و نادانى، كوته فكر و سبكسر گشته و در كارها حيرت زده و نگران بودند.

💡 پاکیزه آل یاسین گمراه و زار و مسکین وان کینه‌های پیشین آن روز گشته پیدا

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز