لغت نامه دهخدا
گل نم زدن. [ گ ُ ن َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) افشاندن آب کم با پشت پنجه دست. آب کمی زدن با دست به چیزی. آب کمی به چیزی افشاندن. گل نمی به تنباکو زدن؛ اندک آبی بر آن افشاندن.
گل نم زدن. [ گ ُ ن َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) افشاندن آب کم با پشت پنجه دست. آب کمی زدن با دست به چیزی. آب کمی به چیزی افشاندن. گل نمی به تنباکو زدن؛ اندک آبی بر آن افشاندن.
افشاندن آب کم با پشت پنج. دست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به رنگ زرد خود از گل نمی کشم منت اگرچه پیش تو چون کاه اعتبار ندارم
💡 پرواز من بسرکشی گل نمی رسد در سایه نهال مگر آشیان کنم
💡 رموز عشق زمن گل نمی کند جویا که سر به مهر خموشیست غنچهٔ رازم
💡 کشتی سنگین رکاب از گل نمی یابد خلاص در ضمیر خاک آخر غوطه قارون می خورد
💡 خیال خواب برفت از دُماغ ابن حسام که بلبل از هوس گل نمی تواند خفت