محقور

لغت نامه دهخدا

محقور. [م َ ] ( ع ص ) پنج حرف از حروف الفباء، مجموع در این کلام: «جد قطب ». ( ناظم الاطباء ). رجوع به محقورة شود.

جمله سازی با محقور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال على عليه السلام: كل نعيم دون الجنة فهو محقور وكل بلاء دون النار عافية.نهج البلاغه /حكمت 387