گرگ میشی

لغت نامه دهخدا

گرگ میشی. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) ظاهر خوب و باطن بد داشتن، همچون منافقان. ( از آنندراج ). رجوع به گرگ میش شود.

فرهنگ فارسی

ظاهر نیک و باطن بد داشتن.

جمله سازی با گرگ میشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدان بقعه که کبکی بود بازی را امین کردی در آن خطه که میشی بود گرگی را شبان کردی

💡 میش در جامه گرگان نشود هرگز لیک بارها دیده ام از گرگ بیابان میشی

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز