لغت نامه دهخدا
فوقیه. [ قی ی َ ] ( ص نسبی ) دراهم فوقیه؛ منسوب است به فوق که پادشاهی بود در روم. ( منتهی الارب ). رجوع به فوکاس شود.
فوقیه. [ قی ی َ ] ( ص نسبی ) دراهم فوقیه؛ منسوب است به فوق که پادشاهی بود در روم. ( منتهی الارب ). رجوع به فوکاس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احمد فؤاد دو بار ازدواج کرد. همسر اول وی شویکار خانم نام داشت و دختر عمویش بود که در سال ۱۸۹۵ با هم ازدواج کردند و صاحب یک پسر بهنام اسماعیل و یک دختر به نام فوقیه شدند. اسماعیل همان ابتدا در اثر بیماری میمیرد. فؤاد بهدلیل اختلاف شدیدی که با برادر زنش پیدا کرد در سال ۱۸۹۸ از شویکار جدا شد.