کیمیا فعل

لغت نامه دهخدا

کیمیافعل. [ ف ِ ] ( ص مرکب ) کیمیااثر. که اثرو عمل کیمیا کند. که خاصیت کیمیا دارد:
آینه رنگی که پیدای تو از پنهان به است
کیمیافعلم که پنهانم به ازپیدای من.خاقانی.

فرهنگ فارسی

کیمیا اثر ٠ که اثر و عمل کیمیا کند ٠ که خاصیت کیمیا دارد ٠

جمله سازی با کیمیا فعل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یابد ز کیمیا صفت زر وجود مس وز التفات همت او فعل کیمیا

💡 اوست یکی کیمیا کز تبش فعل او زرگر عشق ورا بر رخ من زرگریست

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز