کنار شهر

لغت نامه دهخدا

کنارشهر. [ ک ِ ش َ ] ( اِخ ) یکی از دهستانهای بخش بردسکن شهرستان کاشمر است. از شمال به قسمتی از کوه سرخ بخش ششتمد شهرستان سبزوار، ازخاور به بخش خلیل آباد، از جنوب به کوه نمک، از باختر به دهستان کوه پایه و برکال محدود است. این دهستان از 47 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و در حدود 23495 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهستانی است از بخش بروسکن شهرستان کاشمر جلگه و گرمسیر دارای ۴۷ آبادی و ۲۳۴۹۵ تن سکنه محصول غله کنجد انگور پنبه و زیره.

جمله سازی با کنار شهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به تدریج، قبایل مختلف در اطراف مسجد مرکزی و ساختمان‌های اداری ساکن شدند و محله‌های متعددی به نام «خطه» شکل گرفت. بیشتر ساکنان از یمن و غرب عربستان آمده بودند و در کنار آنها یهودیان و مزدوران رومی نیز حضور داشتند. عربی زبان اصلی گفتاری و نوشتاری شد، هرچند زبان قبطی تا قرن هشتم همچنان در شهر رایج بود.

💡 در دوران گذشته در کنار دیوار این قلعه تجارت و داد و ستد در حرفه‌هایی مختلف رواج داشته بود است. واین شهر به تجارت کالاهای مختلف مشهور بوده‌است، وبازار بزرگی برای فروش اسب ومتعلقات آن سالیانه در این شهر و در کنار قلعه مذکور برگزار می‌شده‌است. برگزاری این بازار همراه با جشن و گردهمایی و جشنواره اسب دوانی و فلکلور ورقص‌های سنتی برگزار می‌شده‌است، این مراسم چندین روز بطول می‌انجامیده‌است

💡 غروب، در کنار راهی در خارج شهر با درخت بدون برگ. دو انسان به ظاهر ولگرد و فقیر به نام‌های استراگون (گوگو) و ولادیمیر (دی‌دی) با کسی به نام گودو که نمی‌دانند کیست، قرار ملاقات دارند، و چشم‌به‌راه نشسته‌اند. انتظار آن‌ها امیدی برای زیستن است.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز