لغت نامه دهخدا
کله گاه. [ ک َل ْ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گرم است که در بخش ترک شهرستان میانه واقع است و 265 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کله گاه. [ ک َل ْ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گرم است که در بخش ترک شهرستان میانه واقع است و 265 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کله گاه یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان گرمه شمالی بخش کندوان شهرستان میانه واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گونه شعری چارینه (رباعی) در تمام ایران وجود ندارد یا اگر هست با قالبهای دیگرِ شعری آمیختهاست، اما در بیرجند قدمت طولانی دارد و به نامهای سروه، نوا و فراقی نامیده میشود. گاهی نیز به اشتباه آن را دوبیتی، چهاربیتی، سرحدی، کله فریاد یا شعر عاشقانه و ترانههای روستایی مینامند.
💡 کلهپاچه غذایی دیرپز است و طبخِ آن زمان زیادی طول میکشد. کلهپاچه را گاه با آبلیمو سرو میکنند.
💡 خورشید پیش روی ز سلطان شرق و غرب گاه از کله حجاب کند گاه از کلل
💡 اسبچهها عموماً باهوش و با رفتاری دوستانه شمرده میشوند گرچه گاهی کلهشق هم توصیف میشوند. [۱]