کار دست بسته

لغت نامه دهخدا

کار دست بسته. [ رِ دَ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از کار نمایان که از دست دیگران به آسانی برنیاید. ( آنندراج ). کار مشکل که از دست دیگران به آسانی صورت نبندد. ( غیاث، از چراغ هدایت و بهار عجم ):
نشد درست به هندوستان شکسته ما
نماز بود درو کار دست بسته ما.محمد قلی سلیم ( ازآنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از کار نمایان که از دست دیگران باسانی بر نیاید

جمله سازی با کار دست بسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا چه خواهد کرد با من دور گیتی زین دو کار دست او در گردنم یا خون من در گردنش

💡 کار دست درفشانت ناید از ابر بهار تشنگی ننشاند ار چه آب را ماند سراب

💡 چرخ خیاطی در دوره انقلاب صنعتی جهت کم کردن کار دستی و سرعت بخشیدن به امر تولید اختراع شد. با اختراع چرخ خیاطی از حدود سال ۱۸۷۰ تا به امروز، تغییرات بسیار زیادی در صنعت دوخت و تهیه لباس انجام شد.

💡 واکنش مذکور نه‌ تنها کار دستی یا دست‌ساز را وسیلهٔ مناسب برای بیان به حساب می‌آورد، بلکه ارزشی ماندگار را به آن نسبت می‌داد. ریشه‌های فکری این جنبش از مطالعات آگوستوس پوگین منشاء می‌گیرند.

💡 در گلستانی که چشم بلبلان بیدار نیست پای خواب‌آلود کار دست گلچین می‌کند

💡 داستان فیلم بسیار تاریک است و آیندهٔ بشریت را به چالش می‌کشد. در آینده، بر اثر فاجعه‌ای، کرهٔ زمین با وضعی وخیم روبه‌روست. گیاهان مرده‌اند و خوردنی‌ها رو به پایان‌اند. پدری به‌همراه پسرش می‌خواهد خود را نجات دهد و برای این کار دست به سفری در یک جاده می‌زند.