چم میران

لغت نامه دهخدا

چم میران. [ چ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جوانرود بخش پاوه شهرستان سنندج که در 40 هزارگزی جنوب خاوری پاوه و 2 هزارگزی باختر راه اتومبیل رو کرمانشاه به پاوه واقع است. کوهستانی و سردسیر است و 138 تن سکنه دارد. آبش از چشمه. محصولش غلات، توتون، توت، لبنیات و گردو. شغل اهالی زراعت و گله داری وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان جوانرود بخش پاوه شهرستان سنندج.

جمله سازی با چم میران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر ندانی جای من زندان نگر مأوای من فخر میران زمانه بس که داند جای من

💡 ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر میر میران خوانمت یا شاه میدان ای پسر

💡 خواند اسپهدار ایران را و ویرا برنشاند در صف میران و بر خود ساختش نایب مناب

💡 قدرتی‌زن ها: مارکو ایوویچ، اوروش کواچویچ، میران کویونژیچ، پاول پریچ، دیوید کواچ

💡 ده میران، روستایی است از توابع بخش قرقری شهرستان هیرمند در استان سیستان و بلوچستان ایران.

💡 دمبدف میران، روستایی در دهستان وشنام دری بخش مرکزی شهرستان چابهار در استان سیستان و بلوچستان ایران است.

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز