عرق فروش
مترادفها
شیاد، فریبکار، کلاهبردار
لغت نامه دهخدا
عرق فروش. [ ع َ رَ ف ُ ] ( نف مرکب ) عرق فروشنده. آنکه عرق و مشروبات دیگر فروشد. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آن که عرق و مشروبات دیگر فروشد.
جمله سازی با عرق فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به چشم تر نتوان شبنم بهار تو شد عرق فروش گلستان انفعال توام
💡 او در بازار با وعدههای دروغین و کالاهای بیکیفیت، به عنوان یک عرق فروش شناخته میشود که سعی در فریب دادن مشتریان بیاطلاع دارد.
💡 نباید در خرید لوازم الکترونیکی از افرادی که مانند یک عرق فروش عمل میکنند و فقط به دنبال سود سریع هستند، اعتماد کرد.
💡 آن فروشنده با استفاده از ترفندهای مختلف و نمایشهای نمایشی، سعی داشت مانند یک عرق فروش، توجه مردم را به کالای بیارزش خود جلب کند.