پیچ و واپیچ خو

لغت نامه دهخدا

پیچ و واپیچ خوردن. [ چ ُ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) پیچ واپیچ خوردن. رجوع به پیچ واپیچ خوردن شود.

جمله سازی با پیچ و واپیچ خو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سنبل تر ز جعد مشکینش تا کند تازه پیچ و تاب کجاست

💡 زلف خوبان را تو دادی پیچ و تاب چشم مستان را تو پیمودی شراب

💡 در وقت خواب بیش شود پیچ و تاب مار سودای گنج از سر قارون نمی‌رود

💡 داند که هست بسته زلفین او دلم هر ساعتی فزون کند از پیچ و تاب او

💡 تا در تو هست از آتش شهوت شراره ای چون موی، پیچ و تاب بود کار زندگی

هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز