داغ خوردن

لغت نامه دهخدا

داغ خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) داغ شدن. دارای داغ گشتن. اثر داغ یافتن عضوی.

فرهنگ فارسی

داغ شدن

جمله سازی با داغ خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 120 - و در كتاب مكارم نقلمى كند كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) غذاى داغ نمى خورد، و صبر مى كرد تاخنك شود و مى فرمود: خداى تعالى ما را آتش نخورانيده و غذاى داغ بركت ندارد، و وقتىغذا ميل مى فرمود (بسم الله ) مى گفت و با سه انگشت و از جلو خود غذا مى خورد، و ازجلو كسى غذا برنمى داشت، و وقتى سفره پهن مى شدقبل از سايرين شروع م ى كرد، و با سه انگشت ابهام و انگشت پهلوى آن و انگشت وسطغذا مى خورد، گاهى هم از انگشت چهارمى كمك مى گرفت و با تمامى كف دست ميخورد نه بادو انگشت، ومى فرمود: غذا خوردن با دو انگشت، غذا خوردن شيطان است. روزى اصحابشفالوده آوردند و آن حضرت با ايشان تناول فرمود، پس از آن پرسيد اين فالوده از چهدرست مى شود؟ عرض كردند روغن را با عسل مى گذاريم اينطور مى شود، فرمود: طعامخوبيست.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز