پیچ وا پیچ خوردن
مترادفها
پیچ و خم شدن، تاب خوردن، مارپیچ شدن
متضادها
صاف رفتن، مستقیم رفتن
لغت نامه دهخدا
پیچ واپیچ خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) پیچ و واپیچ خوردن. بدین سوی و آن سوی رفتن. بهر سوی جنبان بودن. چون مار سرکوفته بخود پیچیدن. گرد خود برآمدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر )۱- پیچناک شدنپیچ بسیار خوردن. ۲- بدین سوی و آن سوی گردیدن بهر سوی جنبان بودن. ۳-بخود پیچیدن ( چون مار سر کوفته ).
جمله سازی با پیچ وا پیچ خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترجمه همچنین میتواند تحت تأثیر توقف ریبوزومی که قابلیت تحریک حمله اندونوکلئوتیک به آرانای پیامرسان را دارد و فرایند فروپاشی آرانای پیامرسان نامیده میشود، قرار بگیرد. توقف ریبوزومی همچنین به پیچ خوردن رشته پلی پپتیدی تازه تولید شده از ریبوزوم کمک کرده و در حالی که آرانای پیامرسان را رمزگذاری میکند، ترجمهٔ پروتئین را به تأخیر میاندازد و سبب تحریک تغییر قاب ریبوزومی شود.