پیوند بدنی

لغت نامه دهخدا

پیوند بدنی. [ پ َ / پ ِ وَ دِ ب َ دَ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) نوعی پیوند و آن بیشتر در مرکبات و مو بکار رود و چنان باشد که قسمتی از پوست شاخه پایه را با مقداری چوب ببرند و دو موضع بریده شده را بر وی هم گذارند و با چسب و نخ پشم بیکدیگر بندند تا جوش خورد. ( از فرهنگ روستائی تقی بهرامی ج 1 ص 336 تا 339 ).

فرهنگ فارسی

نوعی پیوند آن بیشتر در مرکبات و مو بکار رود

جمله سازی با پیوند بدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک گزینه این است که هسته را به‌طور کامل حذف کرده و مستقیماً روی سخت‌افزار برنامه‌ریزی کنید، اما در این صورت کل دستگاه به برنامه‌نویسی اختصاص داده می‌شود (و برعکس، کل برنامه کد برنامه به آن دستگاه اختصاص داده می‌شود). مفهوم اگزوکرنل یک سازش است: اجازه دهید هسته منابع اصلی بدنی دستگاه (به عنوان مثال بلوک دیسک، صفحات حافظه و زمان پردازنده) را به چندین برنامه کاربردی اختصاص دهد و اجازه دهید هر برنامه تصمیم بگیرد که با این منابع چه کاری انجام دهد. سپس این برنامه می‌تواند به یک کتابخانه پشتیبانی که مجرای مورد نیاز خود را پیاده‌سازی می‌کند (یا می‌تواند خودش را پیاده‌سازی کند) پیوند دهد.

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز