پیل مرغ

لغت نامه دهخدا

پیل مرغ. [ م ُ ] ( اِ مرکب ) مرغی که از بالای منقار او پوستی مانند خرطوم فیل آویخته است. ( برهان ). دجاجه مصریه که از منقار او خرطومی آویخته و خرطوم و گردن او هر لحظه به رنگی نماید. ( انجمن آرا ). پیروج. بوقلمون. فیلمرغ. شوار. شوال. شوالک. ( برهان ). ابوبراقش. ( برهان، ذیل شوالک ). شوات. ( برهان ).

فرهنگ معین

(مُ ) (اِمر. ) بوقلمون.

فرهنگ عمید

= بوقلمون

فرهنگ فارسی

( اسم ) بوقلمون پیروج.
مرغی که از بالای منقار او پوستی مانند خرطوم فیل آویخته است

ویکی واژه

بوقلمون.

جمله سازی با پیل مرغ

💡 ز سیم و ز زر مرغ و پیل و دده به نیرنگ کرده روان بر رده

💡 یکی پیل بر برج و مرغی به سر همه پیکرش سیم و بالش ز زر

💡 نه اندر هوا مرغ یارد گذر نه اندر زمین شیر یا پیل نر

💡 پیل را هندوستان یاد آورید مرغ را از آشیان یاد آورید