لغت نامه دهخدا
پس گذاشتن. [ پ َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بعقب گذاردن: همه مسابقه کنندگان را پس گذاشت.
پس گذاشتن. [ پ َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بعقب گذاردن: همه مسابقه کنندگان را پس گذاشت.
( مصدر ) پشت سر گذاشتن بعقب گذاشتن: ( هم. مسابقه دهندگان را پس گذاشت. )
💡 خبرگزاری آناتولی در حال حاضر در ایران هشت بخش عکاسی، اخبار تصویری، اخبار داخلی، اخبار سیاسی، اخبار اقتصادی، اخبار ورزشی، اخبار خارجی و تهیهٔ بولتن ویژه برای گذاشتن در اختیار شرکتهای بزرگ فعالیت میکند.
💡 و گفت: دنیا چه قدر آن دارد که کسی گذاشتن او کاری پندارد که محال باشد که کسی حق را شناسد و دوستش ندارد ومعرفت بی محبت قدری ندارد.
💡 upariy+āyam رفتار کردن، احترام گذاشتن، در اردلانی، دمو پیریdam uperiy، پیری
💡 سوند ادراری یا کاتتر ادراری لوله باریک، توخالی و انعطافپذیری است که برای جمعآوری ادرار، درون مثانه قرار داده میشود. به پروسه گذاشتن این لوله در علم پزشکی کاتتراسیون یا سونداژ میگویند.
💡 سایر درمانها شامل پیوند قرنیه، جراحی گلوکوم، تعویض دریچه قلبی و گذاشتن شنت جهت هیدروسفالی میباشد.
💡 او همچنین در یک بازی ویدئویی با نام «فرمان و تصرف ۳: جنگهای تیبریوم» حضور یافت. در این بازی، او نقش یک افسر اطلاعاتی تیزهوش بنام آجی را در «انجمن برادری ناد»، بازی میکند که کار اصلیش کمک به بازیکنان از طریق در اختیار گذاشتن اطلاعاتی است که برای جنگهای آیندهشان لازم است.