هو پیچیدن

فرهنگ معین

(هُ. دَ ) (مص ل. ) (عا. ) شایع شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شایع شدن.

ویکی واژه

(عا.)
شایع شدن.

جمله سازی با هو پیچیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر نپیچم یک زمان بر خود، پریشان می شوم می کند شیرازه، پیچیدن مراطوماروار

💡 دل به یاد زلف او بر خویش پیچیدن گرفت شمع دیدش در میان جمع و لرزیدن گرفت

💡 برخی مارها (مارهای سمی) شکار خود را اول با نیش زدن می‌کشند و بعد می‌خورند. برخی دیگر با چنبره زدن و پیچیدن به دور شکار و خفه کردنش، آن را آمادهٔ خوردن می‌کنند.بقیهٔ مارها شکار خود را زنده و درسته می‌خورند.: 81 

💡 جان ز لب در فکر دامن بر میان پیچیدن است گر حلالی خواهی از بیمار ما وقت است وقت

💡 نشکنی تا خویش را، از دوست کی یابی نشان؟ هست پیچیدن کلید قفل این گنجینه را

ارسا یعنی چه؟
ارسا یعنی چه؟
شوهر یعنی چه؟
شوهر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز