لغت نامه دهخدا
هفت برگ. [ هََ ب َ ]( اِ مرکب ) دارویی است که آن را مازریون میگویند، دفع مرض استسقا می کند. ( برهان ). برگ درختی است شیردار به قدر درخت سماق و بر دو سه رنگ است و به شیرازی آن را هشت رو و به عربی مازریون نامند. ( از انجمن آرا ).
هفت برگ. [ هََ ب َ ]( اِ مرکب ) دارویی است که آن را مازریون میگویند، دفع مرض استسقا می کند. ( برهان ). برگ درختی است شیردار به قدر درخت سماق و بر دو سه رنگ است و به شیرازی آن را هشت رو و به عربی مازریون نامند. ( از انجمن آرا ).
مازریون.
(اسم ) گونهای ازمازربون مشت رو
هفت برگ، مازریون ( نام علمی: Daphne mezereum ) نام یک گونه از سرده دافنه است.
💡 هزاران گل نو دمیده ز سنگ ز صد برگ و دوروی و ز هفت رنگ