لغت نامه دهخدا
نظم و نسق دادن. [ ن َ م ُ ن َ س َدَ ] ( مص مرکب ) به سامان آوردن. منظم و مرتب کردن.
نظم و نسق دادن. [ ن َ م ُ ن َ س َدَ ] ( مص مرکب ) به سامان آوردن. منظم و مرتب کردن.
بسامان آوردن ٠ منظم و مرتب کردن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر نکردی نصرتِ دین، شاه یحیی، از کَرَم کار مُلک و دین ز نظم و اِتِّساق افتاده بود
💡 هر کجا شکرفشان شد نطق او در نظم و نثر صد هزاران نکته بر طوطی شکر خا گرفت
💡 روشن است كه نگه دارى نوشته ها، نياز به نظم و انضباط دارد تا دست رسى بدان آسانصورت پذيرد. در روايتى ديگر درباره نوشته، چنين آمده است:
💡 لفظ عذب تست در عرض جهان نظم و نثر نوک کلک تست بر اوج هوای جاه و آب
💡 حزب سوسیال دموکرات لیتوانی در پی پیروزی در انتخابات ۲۰۱۲ بزرگترین حزب سیماس است. سوسیال دموکراتها ضمن ائتلاف با حزب کارگر و حزب نظم و عدالت یک دولت تشکیل دادند.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است میتوان به معمای قتل منهتن، جنایت و جنحه، درون لوین دیویس، تالار شهر، غارتگر ۲، تحلیل آن، سوپرانوز و نظم و قانون: واحد قربانیان ویژه اشاره نمود.