لغت نامه دهخدا
لب کلفت. [ ل َ ک ُ ل ُ ] ( ص مرکب ) سطبرلب. لب چور. شفاهی.
لب کلفت. [ ل َ ک ُ ل ُ ] ( ص مرکب ) سطبرلب. لب چور. شفاهی.
۱- آنکه دارای لبی ضخیم است ستبر لب. ۲- مایوس ناامید بور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه کلفتها که دل در بیخودی دارد نهان بیدل بود آیینه را حیرت نقاب بیصفاییها
💡 به صد حسرت خیالت را مقیم دل نمیخواهم که میترسم بر آرد کلفت این خانه دلگیرش
💡 یکی سرگشتهام در وادی عشق پریرویی که جز اندوه و کلفت نیست دیگر یار غمخوارم!
💡 نمی شد زنگ کلفت سبزه امید من صائب اگر می بود آبی در جگر ابر مروت را
💡 مجو صاف طرب از طینت کلفت سرشت من کف خاکم غبار از هر چهگویی بیشتر دارم