غلط گو

لغت نامه دهخدا

غلط گو.[ غ َ ل َ ] ( نف مرکب ) غلطگوی. رجوع به غلطگوی شود.

جمله سازی با غلط گو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توهم زخود غلطی چند نقش بند وبناز که روی‌ کار جهان پشت ‌کار آینه است

💡 منم که نور خرد در چراغ من غلط است بجز هوای جنون در دماغ من غلط است

💡 بعد از مدتى براى بار دوّم آن مرد را در خواب ديد و به او پرخاش كرد كه: آن نشانىهايى كه به من دادى غلط بود.

💡 در این گیرودار آقا می‌خواهند بروند آمریکا چه غلطی بکنند؟ می‌خواهی انگلیسی یاد بگیری یا عیش‌ونوش کنی؟

💡 ز انتظار تو غلط وعده‌ام از بیم و امید همه شب دست به سر گوش به در چشم به راه

💡 رد پندار غلط انسانى كه خيال مى كند مال دنيا به او جلودانگى مى بخشد

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز