لغت نامه دهخدا
غل غل جوشیدن. [ غ ُ غ ُ دَ ] ( مص مرکب ) جوشیدن با غلغل. جوشیدن با آواز. رجوع به غُلغُل شود.
غل غل جوشیدن. [ غ ُ غ ُ دَ ] ( مص مرکب ) جوشیدن با غلغل. جوشیدن با آواز. رجوع به غُلغُل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دمی به سوی چمن بگذر و تماشا کن که صحن باغ پر از غل غل هزار شود