لغت نامه دهخدا
علی قدرالامکان. [ ع َ لا ق َ رِل ْ اِ ] ( ع ق مرکب ) چندانکه بتوان. چندان که بشود. به میزانی که بتوان. به مقداری که بتوان.
علی قدرالامکان. [ ع َ لا ق َ رِل ْ اِ ] ( ع ق مرکب ) چندانکه بتوان. چندان که بشود. به میزانی که بتوان. به مقداری که بتوان.
چندانکه بتوان چندانکه بشود
چندانکه بتوان چندان که بشود بمیزانی که بتوان بمقداری که بتوان
💡 مصطفی (ص) خلق را این ادب دین در آموخت و گفت: «کلّموا الناس علی قدر عقولهم».
💡 لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِیداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ فیه دلیل علی انّ العقوبة علی قدر الجرم و لا عبرة بصغر الجثة و عظمها.
💡 و عمل بر مقتضای کلموا الناس علی قدر عقولهم.