طناب خوردن

لغت نامه دهخدا

طناب خوردن. [ طَ خوَرْ / خُرْ ] ( مص مرکب ) کنایه است از پیموده شدن. نورالدین ظهوری راست:
بمباحث چو تخم کارد دماغ ؟
سینه از آه غم طناب خورد.( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از پیموده شدن نورالدین ظهوری راست.

جمله سازی با طناب خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترمز کوهنوردی یا ترمز روی برف روشی است که در کوهنوردی که هنگامی که کوهنورد زمین می‌خورد و در شیب در حال سُر خوردن روی سطح برف یا یخ به سمت پایین است با کار گرفته می‌شود تا از ادامهٔ سر خوردن جلوگیری شود. در این روش از طناب استفاده نمی‌شود و یک روش انفرادی است که خود فرد باید خودش را متوقف کند. این تکنیک به وسیلهٔ کلنگ کوهنوردی، کفش‌های کوهنورد، پاها، زانوها و آرنج‌های کوهنورد انجام می‌شود. استفاده از کلنگ کوهنوردی می‌تواند احتمال مؤثر بودن روش را در برف‌چال‌ها، یخ‌چال‌ها و دهلیزها به طرز چشمگیری افزایش دهد.

💡 كلمه (عقود) جمع عقد است، و عقد به معناى گره زدن و بستن چيزى است به چيز ديگر،بستن به نوعى كه به خودى خود از يكديگر جدا نشوند،مثل بستن وگره زدن يك طناب و يك ريسمان به طناب و ريسمانىمثل خودش و لازمه گره خوردن اين است كه هر يك ملازم ديگرى باشد، و از آن جدا نباشد، واين لوازم در گره خوردن دو چيز محسوس در نظر مردم معتبر بوده، و سپس ‍ همه اينها را درگره هاى معنوى نيز معتبر شمردند، مثلا در عقد معاملات از خريد و فروش و اجاره و سايرمعاملات معمول و نيز در عهدها و پيمانها كلمه عقد را اطلاق كردند، چون اثرى كه در گرهزدن هست در اينها نيز وجود داشت و آن اثر عبارت بود از لزوم آن پيمان و التزام درآن 0