لغت نامه دهخدا
طاس زرین. [ س ِ زَرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )کنایه از ساغر می. ( شرح دیوان خاقانی ):
طاس زرین کش آفتاب آسا
کآفتاب است طاس پرچم صبح.خاقانی.
طاس زرین. [ س ِ زَرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )کنایه از ساغر می. ( شرح دیوان خاقانی ):
طاس زرین کش آفتاب آسا
کآفتاب است طاس پرچم صبح.خاقانی.
کنایه از ساغر می
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همان هرچه زرین به پیش اندرست اگر طاس و جامست اگر گوهرست
💡 طشت زرین، طاس سیمین، در و گوهر، جزع و لعل این همه قدرت درین دریای اخضر آفرید