صبوح کردن

لغت نامه دهخدا

صبوح کردن. [ ص َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خوردن شراب در بامدادان: و دستوری داریم فردا صبوح باید کرد که بامداد باغ خوشتر باشد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 347 ). حصیری باپسرش بوالقاسم بباغ رفته بودند... و آنگاه صبوح کرده و صبوح ناپسند است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 157 ).
صبوحی که بر آب کوثر کنیم
حلالست اگر تا بمحشر کنیم.نظامی.و رجوع به صبوح شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شراب نوشیدن به وقت صبح.
خوردن شراب در بامدادان

جمله سازی با صبوح کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز آغوش کفن چون گل صبوحی کرده برخیزی دو روزی گر توانی صبر کردن بر خمار اینجا

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز