لغت نامه دهخدا
شلغم با. [ ش َ غ َ ] ( اِ مرکب ) شلغم وا. آش شلغم. لفتیه. ( یادداشت مؤلف ).
شلغم با. [ ش َ غ َ ] ( اِ مرکب ) شلغم وا. آش شلغم. لفتیه. ( یادداشت مؤلف ).
آشی که در آن شلغم می کنند، آش شلغم.
شلغم وا آش شلغم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در فردوس با اضافه کردن شلغم به توگی، تا اندازهای سرماخوردگیهای فصلهای سرد سال را هم درمان میکنند.
💡 فرمود: شلغم را اهميّت دهيد و مرتّب آن را ميلنمائيد و آن را به مخالفين معرّفى نكنيد، شلغم رگ جذام را قطع و نابود مى سازد.
💡 نیستند ایندو ز یک جنس که گوئی باشد گوهر از خربزه به یا که حریر از شلغم
💡 شلغم ادار را زياد مى كند و به همين علت و داشتن گوگرد فراوان، سنگ هاى كليه ومثانه را از بين مى برد(362)
💡 خلق را از خوردن هر خوردنی بدخو مکن چون تو شلغم خواره ای، آن به که بر شلغم زنی