لغت نامه دهخدا
شاخ و شانه کشی. [ خ ُ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) تهدید و تخویف. رجوع به شاخشانه و شاخ و شانه کشیدن شود.، شاخ و شانه کشیدن. [ خ ُ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) شاخشانه کشیدن. تهدید و تخویف. خط و نشان کشیدن.
شاخ و شانه کشی. [ خ ُ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) تهدید و تخویف. رجوع به شاخشانه و شاخ و شانه کشیدن شود.، شاخ و شانه کشیدن. [ خ ُ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) شاخشانه کشیدن. تهدید و تخویف. خط و نشان کشیدن.
۱ - تخویف تهدید. ۲ - مهیای نزاع شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بعد دیگر، شرایط زمستانی علوفه را کمیاب میکرد و تغذیه اسبها را به شاخ و برگ درختان و پوشال سقف خانه دهقانان تقلیل میداد.
💡 شده حضرت به تو خو بدیع و دلکش و روشن چو شمع از شان، کمان از شاخ و دِرع از حلقه، تیر از پر
💡 این بز دارای جثه بزرگی است و به سبب استعداد ژنتیکی و نیز وجود شرایط مناسب محیطی توان بالایی در تولید شیر دارد. بزهای ماده بدون شاخ و نرها معمولاً شاخ دارند.
💡 یکی گلبنی از روح گلت عقل و گلت عشق زهی بیخ و زهی شاخ و زهی برگ و زهی بار
💡 شبنم لطفش درخت مملکت را شاخ و پیچ رونق حکمش سریر سلطنت را جاه و آب
💡 (اى فرزند لعنت شده دم بريده،(149) و درخت بى ريشه و شاخ و برگ، تو مرا كفايت مى كنى ؟