لغت نامه دهخدا
زردرود. [ زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دیلمان است که در بخش سیاهکل شهرستان لاهیجان واقع است و137 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
زردرود. [ زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دیلمان است که در بخش سیاهکل شهرستان لاهیجان واقع است و137 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
دهی از دهستان دیلمان است که در بخش سیاهکل شهرستان لاهیجان واقع است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آفتاب ار چه ز شوخی می رود در چشم شیر زرد و لرزان از نهیبش روی دارد در نقاب
💡 سپس، کلارک و لیزا لحظاتی صمیمی دارند و یک بوسه را با هم به اشتراک می گذارند، تا زمانی که دید اشعه ایکس کلارک بازیابی شود. سپس کلارک لباس خود را پس می گیرد و به قطب شمال می رود، جایی که کشتی توضیح می دهد که خورشید زرد به آرامی بدن او را التیام می بخشد.
💡 خون دلم ببین که چون می رود از دو چشم جان ای دل و دیدگانم از غصّه به روی زرد من
💡 بیش از نیمی از این تانکها ساخت چکسلواکی بودند. با آغاز تهاجم به فرانسه از روز ۱۰ مه، در مرحله نخست عملیات، موسوم به مورد زرد، لشکر رومل به عنوان بخشی از سپاه ۱۵ هرمان هوت، با پیشروی به سمت رود اورت، در برخورد با دفاع شدید نیروهای بلژیکی در شبروئی، تا شب هنگام ۲۰ کیلومتر با هدف تعیینشده برای روز نخست فاصله داشت.